تبليغاتX
Rays of islam
نوشته های اسلامی،عکسهای اسلامی،سافتهای اسلامی و غیره ....
ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار(اين ويديو رو از دست نديد)
سبحان الله و لااله الا الله وحده لا شريك له له و الملك وله الحمد و هم علي كل شي قدير
دوستان اين ويديو به زبان عربي است . در مورد صدا ها و غوغاهايي كه زير زمين رخ داد . در يك كشوري كه آتشفشان فعال شده بود دانشمندان قصد داشتند از دستكاه هاي مربوطه استفاده كنند .كه وقني كوش دادند ، صداي انسان ها ي در حال عذابهستند .اول فكر كردند مشكل از دستكاهه و شايد هم صداي سنكها ولي وقتي درست كوش دادند ديدن كه صداي ميليون ها انسان در حال عذابه . صداي انسان ها هم در اين ويديو كذاشته شده . وقتي اين فيديو راديدم وقتي به صداي اه و ناله انسانها رسيد نتو نستم طاقت بيارم .

ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار


http://keepvid.com/?url=http://www.y...%3DRc87tp-2CMk
نگارش در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

سلام خدمت دوستان بعد از مدتی .

امیدوارم همه دارای صحت کامل باشید.

عید قربان بر همه مسلمانان مبارک . امیدوارم عید خوبی داشته باشید. التماس دعا.

نگارش در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
run1w2_001.jpg
سورپرایزی برای شما دوستان عزیز از میهن دانلود دات کام.
با این مجموعه ارزشمند , می تونین از داخل حرم زیبای پیامبر (ص) دیدن کنید .
این مجموعه , از 6 نمای مختلف از بیرون و داخل حرم شما را شگفت زده می کند . اگر تابحال افتخار دیدن این بنای زیبا و مقدس رو داشتین که این مجموعه , یادآور خاطرات به یاد موندنی تون میشه و اگرم که تابحال نرفتین , می تونین ذره ای این احساس زیبا رو پیدا کنین .
شاید بدونین ساخت این حرم که از معماری فوق العاده کم نظیری برخورداره , 6 سال طول کشیده و میزان سنگ های استفاده شده , اونقدر زیاده که برای ساخت حرم , یکی از بزرگترین کارخونه های ساخت سنگ رو در کنارش ساختن .

در واقع مجموعه عکس زیبا از حرم تهیه شده ولی ویژگی مهمی که دارن اینه که حالت 3 بعدی دارن و امکان حرکت رو درون تصاویر , به کمک ماوس خواهید داشت.
حتما این مجموعه رو دانلود کنین و به عزیزانتون هم نشون بدین

دانلود با حجم 17.25  مگا بايت

پسورد www.MihanDownload.com( به صورت حروف کوچک وارد کنید!)

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

نرم افزار كتاب قران به صورت سه بعدي اماده دانلود شده است اين نرم افزار داراي محيطي بسيار زيبا و امكانات بي نظير ميباشد كه به جرات ميتوان عنوان بي نظير را به اين نرم افزار ساخته شده توسط مسلمانان داد در اين كتاب كليه جزء هاي قران موجود ميباشد و شما عزيزان با دانلود اين نرم افزار قراني يك قران كامل را در سيستم كامپيوتري خود با محيطي فوق زيبا خواهيد داشت اين نرم افزار با نزديك شدن ماه مبارك رمضان در كشورمان طرف داران زيادي خواهد داشت اميد واريم به عنوان واسطه ارتباط شما با خداوند بزرگ ما رو از دعا هاي خود بي نصيب نگذاريد.

نرم افزار قران سه بعدي



نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
نصيحتي به خواهران گرامي

اي خواهران عزيز و گرامي آيا تا به حال از خود سؤال کرده ايد که چرا بايد حجاب را رعايت كرده و در اطاعت از چه کسی بايد حجاب را  به تن كنيد؟

پس بگذاريد خودمان جواب اين سؤال را بدهيم. در اطاعت از خداوندی که می فرمايد:

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ

 

أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴾.  (الأحزاب: 59).

 

(معنی): «ای پيامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خويشتن را با جلباب فروپوشند که اينکار برای شناساندن آنها بهتر بوده و در نتيجه مورد آزار و اذيت قرار نخواهند گرفت و خداوند آمرزنده و مهربان است».

آيا او نمی داند که در انجام اين امر به فرمان خالق و رازقش و خالق آسمانها و زمين گردن می نهد؟ همانکسی که می داند چه چيز، خلق را هدايت می کند و چه چيزی آنان را به وادی گمراهی روان می سازد.

 

﴿لِّلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ﴾ (البقرة: 284).

 

(معنی): «آنچه در آسمانها و زمين است همه ملک خداوند است».

خواهر من! خالق تو خداوند يکتا است که:

 

﴿ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴾. (البقرة: 102).

 

(معنی): «او است پروردگار شما که جز او هيچ الهی نيست و او خالق همه چيز است پس او را عبادت کنيد و او بر همه چيز وکيل است».

و او است که نعمتش را بر تو ارزاني داشته:

 

﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ﴾ (النحل: 53).

 

(معنی): «و هر نعمت که شما داريد از خداوند است و اوست که سر انجام تو را می ميراند».

 

﴿وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ﴾. (ق: 19).

 

(معنی): «و آنگه و عذاب و سختی مرگ فرا رسيد. آن همان چيزی است که هميشه از آن می گريختی».

و او است که می فرمايد:

 

﴿يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا * وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا﴾. (مريم: 85- 86).

 

(معنی): «روزيکه متقيان را با عزت و کرامت بسوی خداوند رحمان می بريم و مجرمين را پياده و تشنه بسوی جهنم می رانيم».

و حاکم و فرمانروای آن روز مهيب و هولناک او است. همانروزی که:

 

﴿يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ﴾. (الحج: 2).

(معنی): «هنگاميکه زلزله روز قيامت را ببينيد هر زن شيرده، نوزاد خود را رها ساخته و هر زن آبستني آنچه را که در رَحِم دارد بيافکند. و در آنروز مردم را مست و ديوانه وار می بينی. در حاليکه آنها مست نيستند. اما (علت مستی آنها اين است که) عذاب الله تعالی بسيار شديد و هولناک است.

و هم او است که مي فرمايد:

 

﴿يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ * وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ﴾. (ق: 30- 31).

 

(معنی): «روزی که به جهنم می گوئيم آيا پر شده ای؟ و جهنم مي گويد: آيا بازهم هست؟ و در آنروز بهشت برای متقين نزديک کرده می شود».

خواهر مسلمان!

آيا اين قول خداوند تعالی را نخوانده ای که:

 

﴿وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ﴾. (النور: 31).

 

(معنی): «و به زنان مؤمنه بگو که چشمانشان را از نگاه ناروا بپوشند و فرج خود را محفوظ دارند و زينت و آرايش خود را بجز آنچه که قهرا ظاهر ميشود آشکار نسازند و سينه و گردن خود را با پوشش سر خود بپوشانند».

يا آنکه از زينت خود، مگر آنچه را که امکان پنهان کردنش نيست، همانند ملابسی که هيچ زينت و نمائی ندارد، چيز ديگری را ظاهر نسازند. يک زن بايد پوشش سر خود را بر سينه اش بياندازد تا سينه و گردن خود را از انظار پنهان کند. بخاری از عائشه رضی الله عنها اينگونه روايت می کند که فرمود:

 

«يَرْحَمُ اللَّهُ نِسَاءَ الْمُهَاجِرَاتِ الْأُوَلَ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ شَقَّقْنَ مُرُوطَهُنَّ فَاخْتَمَرْنَ بِهَا».

 

(معنی): «خداوند زنان مهاجرين اول را رحمت کند. هنگامی که خداوند اين آيه را نازل کرد: ﴿وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ﴾ پارچه های (عبا) خود را پاره کرده و از آن خمار و حجاب ساختند». (اين حديث را امام بخاري در صحيح خود روايت كرده است).

خواهر من! نگو که ما کجائيم و آنها کجايند، و چگونه می توان به مرتبه آنان رسيد. شاعری می گويد:

     فتشبهوا إن لم تکونوا مثلهم = إن التشبه بالکرام فلاح

(معنی): اگر مانند آنان نيستيد لا اقل خود را به آنان شبيه سازيد چون شباهت ورزيدن به کريمان عين رستگاری است.

خواهر من! آيا اين قول خداوند در مورد زنان نبی (صلي الله عليه وسلم) که در مورد همه زنان عموميت دارد را نشنيده ای که:

 

 ﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ﴾ (الأحزاب: 53).

 

(معنی): «اگر از آنان چيزی خواستيد آنرا از پشت پرده بخواهيد که اين امر بر قلبهای شما و آنان پاکتر است».

بايد از خواهران خود بپرسيم برای قلوب چه کسانی پاکيزه تر است؟ برای قلوب همسران طاهره نبی الله (صلی الله علیه وسلم) که امهات المؤمنين (مادران مؤمنين) لقب يافته اند؟ يا برای اصحاب کرام رسول خدا که بهترين افراد امت را پس از او تشکيل ميدهند؟ پس در مورد قلوب ما در اين زمان و ايام پر از فتنه و فساد چه بايد گفت؟

آيا کسيکه ترا خلق نموده و راه طهارت و پاکي ترا ميداند همانند کسي است که آنرا نميدانند؟!!

خواهر من! خداوند می فرمايد:

 

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا﴾. (الأحزاب: 59).

 

(معنی): ای پيامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خويشتن را به جلباب فرو پوشند که اينکار براي شناساندن آنها بهتر بوده و در نتيجه مورد آزار و اذيت قرار نخواهند گرفت و خداوند آمرزنده و مهربان است.

ابن عباس -رضی الله عنهما- می گويد: «اين آيه دستوری است برای زنان مؤمنين تا اگر برای کاری از خانه خارج شدند صورت خود را با جلباب سر خود بپوشانند».

خداوند زنان مؤمنين را به اين دليل به اين مسئله امر داده است که به ستر و عفت شهرت يافته و اهل سوء در آنان طمع نياورند. پس خود ببينيد و بنگريد که همه زنانی که در کوچه و خيابان مورد اذيت و آزار قرار ميگيرند همه و همه از متبرجات و بی حجابی ميباشند که از لباس عفت و اسلام بدر آمده اند.

خواهر من! در اين آيهء کريمه کمی تأمل کن:

 

﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لاَ يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ

غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (النور: 60).

 

(معنی): «و زنان سالخورده که از ولادت و قاعدگی باز مانده و اميد ازدواج و نکاح ندارند، بر آنها باکی نيست که حجاب خود را کنار بگذارند در صورتيکه زينت خود را ظاهر نسازند و اگر هم عفت پيشه کنند و حجاب خود را به تن داشته باشند برای آنها بهتر است و خداوند شنوا و آگاه است».

در اينجا خداوند می فرمايد که حجاب برای پيرزني که طمع ازدواج نداشته و زينت خود را نيز به نمايش نگذاشته است بهتر و افضل است علی الرغم اينکه اجازه نمايان ساختن دست و صورت را به او داده است.

حال اگر حکم در مورد پيرزنان بدينگونه باشد پس در مورد زنان جوان و دختران چه بايد گفت؟

خواهر من! به سخن مادرت ام المؤمنين گوش فراده که از رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) می پرسد: قسمت پايين لباس زنان چگونه بايد باشد؟ و حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) جواب ميدهد: آن را يک واجب بر زمين رها کنند. و ام المؤمنين می گويد: در اين صورت قدمهای آنان نمايان مي گردد. و ايشان (صلى الله عليه وسلم) می فرمايند: آن را يک ذراع بر زمين رها کنند و بر آن نيافزايند.

سبحان الله!! مادران مؤمنين، بلندتر شدن دامن را از رسول خد (صلى الله عليه وسلم) طلب می کنند، و زنان ما روز بروز آن را کوتاهتر کرده و بقول معروف ککشان هم نمی گزد؟!

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
امروز مجموعه دیگری  از تلاوتهای بسیار زیبا و دلنشین قاریان برتر قرآن کریم را جهت دانلود در اختیار شما عزیزان قرار می دهیم
امید است مورد رضایت باری تعالی و شما دوستان قرار گیرد.

ادامه مطلب......

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comعید سعید فطر بر همه دوستان مبارک باد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comعید سعید فطر بر همه مسلمین جهان مبارک باد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
مجموعه 40 قرائت مجلسی از قاریان برتر دنیا تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب......

 

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
سلام به دوستان  عزيز.

اين بار يك اهنگ زيبا از سميع يوسف دارم .به نام you come to me  كه به دو زبان فارسي و انگليسي خوانده شده .

اميدوارم خوشتان بيايد .

التماس دعا .

you come to me (دانلود)

نگارش در تاريخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
سلام خدمت همه دوستان عزیز

این هم چند عکس زیبا به مناسبت ماه رحمت و برکت ماه مبارک رمضان برای شما دوستان عزیز گذاشتم . امیدوارم از انها استفاده کنید و خوشتان بیاید .

فقط در هنگام نماز و افطار ما را از دعا هایتان فراموش نکنید .

 

 

برای دیدن عکس های دیگر به ادامه مطلب بروید ...............


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

زکات فطر

حکم زکات فطر: زکات فطر بر هر مسلمانی(که بیش ازقوت یک شبانه روز خود و خانواده اش را داشته باشد) واجب است(رواه بخاری1503- مسلم984) و رسول الله به دادن زکات فطر کوچک و بزرگ و آزاد و برده و کسانی که نفقه آنها بر عهده یک مسلمان است امر فرموده(صحیح ،دارالقطنی220- بیهقی161/4- الاءرواءالغلیل835)

زکات فطر بر جنین (نوزادی که در شکم مادرش است) اگرچهار ماه را تمام کرده باشد واجب نیست بلكه سنت می باشد وامام عثمان برای جنین نیز زکات فطر پرداخت كرده و اکثر علما آن را سنت می دانند.

حکمت زکات فطر: از ابن عباس روایت است که رسول الله زکات فطر را به عنوان پاک کننده روزه دار ازسخنان بیهوده و دشنام ، به عنوان رزق وخوراکی برای مساکین واجب کرده است پس هر کس آن را قبل ازنماز عید بدهد به عنوان زکات فطر محسوب می شود و هر کس آن را بعد از نمازعید پرداخت کند صدقه ای است همچون سایر صدقات(وبه عنوان زکات فطر محسوب نمی شود (صحیح سنن ابن ماجه1480- ابوداوود1594)

مقدار زکات فطر: ابو سعید خدری می فرماید: ما درزمان رسول الله یک صاع از گندم یا جو یا خرما یا کشک یا کشمش را برای هر نفر زکات فطر می دادیم(رواه بخاری1505- مسلم985)
ودر حدیث دیگری می فرماید: ما یک صاع ازطعام خود را در عهد رسول الله به عنوان زکات فطر می دادیم (رواه بخاری 1510)

پس روشن می شود که زکات فطر باید یک صاع از طعام باشد وهرصاع برابر با چهار مد است که به (2كیلو و400گرم) تعبیر شده است واین قول علمای شافعی مذهب است.
شیخ الاسلام ابن تیمیه می فرماید: زکات فطر از قوت بلد(منطقه) پرداخت می شود مانند برنج وغیره ،اگرچه شخص توان پرداخت موارد مذکور در حدیث را نیز داشته باشد و این قول اکثر علما و اصح اقوال است، که همانا اصل در دادن آن مساوات و برابری با فقرا است. (الفتاوی الکبری 455/4)


ابن قیم جوزی می فرماید: این چند مورد از حبوبات (گندم- جو- خرما و...)که در احادیث آمده نشانگر آن است که در آن زمان در مدینه (قوت)غذای غالب مردم همین چیزها بوده و اگر درجایی یا زمانی دیگر قوت غالب چیز دیگری باشد باید از آن بپردازند اگرچه غذایشان غیراز حبوبات مثل شیر و گوشت و ماهی باشد واین قول جمهور علما و قول ارجح است ومقصود از پرداخت زکات فطر یکسانی با مساکین درطعام روزعید است، ، یعنی غذای مسکین هم درآن روز همانند بقیه مردم باشد.(اعلام الموقعین 3/12)
و این ردی است بر عمل کسانی که فقط به دادن گندم بسنده می کنند و خودشان از بهترین طعام در طول سال و روز عید استفاده می کنند- و دادن پول به جای طعام به عنوان زکات فطر مخالفت صریح با نصوص است چون زکات فطر عبادت است و اصل در عبادت توقیفی بودن است وخدا ورسولش حکمت آنرا بهتر می دانند.

امام نووی می فرماید: عامه فقها دادن قیمت(پول) به جای طعام را جایز ندانسته اند، چون اگر دادن پول جایز می بود خدا و رسول آن را بیان می فرمودند(شرح امام نووی بر صحیح مسلم) واین قول امام شافعی وامام احمد و امام مالک است.
زمان پرداخت زکات فطر: از ابن عمر روایت است: رسول الله دستور داد تا زکات فطر قبل از خروج مردم برای نماز عید، پرداخت شود(رواه بخاری1503- مسلم984)
ودرسنت آمده که زکات فطر یک یا دو روز مانده به عید به کسی که مستحق آن است پرداخت شود (رواه بخاری 1511)
زکات فطر به چه کسانی داده می شود: زکات فطر به فقرا ومساکین داده میشود به دلیل فرموده رسول الله که فرموده اند: زکات فطر رزق و خوراکی برای مساکین است (صحیح سنن ابن ماجه1480- ابو داوود1594)

وآخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمین،نسال الله ان ینفعنا وینفع اخواننا المسلمین بهذه الرسالة، انه سمیع مجیب الدعاء، وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله واصحابه واتباعه
بإحسان الی یوم الدین

نگارش در تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

قضای روزه

قضای روزه رمضان برمریض، مسافر و زنی که در حیض ونفاس بوده واجب است و بهتر است شخص تا آخرشعبان آینده روزه اش را قضا کند.در قضای روزه لازم نیست حتما پشت سر هم گرفته شود واین قول ابن عباس وابوهریره و انس بن مالک رضی الله عنهم است(صحیح ،البیهقی258/4- الاءرواءالغلیل95/4)

وهمچنان که قبلا ذکر گردید بر پیر مرد وپیرزن و مریض همیشگی و زن حامله و شیرده قضا لازم نیست وفقط فدیه می دهند- وکسی که تازه ایمان آورده ونیز شخص مرتدی که دوباره ایمان می آورد روزه های فوت شده آنها قضا ندارد ونیز شخصی که عمداً روزه نگرفته روزه اش قضا ندارد چون دلیلی از نصوص بر آن نیست.

کسی که فوت کرده و قضای روزه رمضان بر گردنش بوده بر ولیش لازم است کفاره آن را بپردازد و قضای روزه آن لازم نیست اما اگر کسی فوت کرد و روزه نذر برگردنش بود باید ولیش آن را قضا کند: از ابن عمر به صورت مرفوع روایت شده که: هر کس فوت کرد وقضای روزه(رمضان) بر گردنش بود به ازای هر روز مسکینی را طعام دهند(صحیح الترمذی 718)

از عمرة روایت است که: مادرش فوت کرد و روزه ی رمضان بر گردنش بود واز عایشه سوال کرد که آیا روزه مادرش را قضا کند؟ عائشه گفت: نه، لازم نیست، بلکه برای هر روز مسکینی را طعام بده.(صحیح،طحاوی فی مشکل الآثار142/2- ابن حزم فی المحلی7/4)

ازابن عباس روایت است: اگر شخصی فوت کرد و قضای روزه رمضان بر گردنش بود روزه اش را قضا نکنید بلکه به جای آن طعام بدهید واگر روزه نذر برگردنش بود باید ولیش روزه نذر را قضا کند(صحیح،ابوداوود2401-ابن ابی شیبه113/3)

وهمچنین در احادیث مسند امام احمد و سنن ابو داوود مشخص شده که روزه رمضان شخص مرده قضا ندارد بلکه روزه نذر قضا دارد واین قول امام مالک وابوحنیفه است.
البته شکستن روزه سنت به هر دلیلی وبا هرکدام از باطل کننده ها،نه قضا دارد و نه کفاره

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

                   روزهایی که روزه گرفتن در آن نهی شده است

1- عید رمضان وعید قربان(استناد به احادیث امام بخاری 1990- مسلم 1137)

2- ایام التشریق: سه روز بعد ازعید قربان( 11-12-13)ذی الحجه (استناد به حدیث ابوداوود2113)

3- روزه گرفتن جمعه به تنهایی: مگراینکه روز قبل یا بعد ازآن نیز روزه بگیرد(استناد به احادیث امام بخاری1985- مسلم1144)

4- روزه گرفتن شنبه به تنهایی (استناد به احادیث ترمذی 744-صحیح سنن ابن ماجه 1403) اگر روز جمعه وشنبه مصادف با یکی از روزه های سنت مانند روزعرفه یا عاشورا و...بود گرفتن آن به تنهایی اشکالی ندارد.

5- نیمه دوم شعبان برای کسی که درنیمه اول آن روزه نگرفته: اما اگر کسی یک یا چند روزی از نیمه اول را روزه بوده می تواند نیمه دوم هم روزه بگیرد(استناد به احادیث صحیح سنن ابن ماجه 1339- سنن ابو داوود2049)


6- یوم الشک:یعنی روزی که نمی دانی جزء رمضان است یا شعبان و در آن شک داری(استناد به حدیث صحیح سنن ابو داوود 2046).

7- یک یا دو روز مانده به رمضان: به استقبال رمضان رفتن (استناد به احادیث بخاری 1914- مسلم1082) این دو روز با یوم الشک فرق می کند چون میدانی که رمضان فرا نرسیده است و گرفتن این دو روز هم برای کسی جایز است که این دو روزمصادف با روزهای دوشنبه یا پنج شنبه باشد و او هم عادت به گرفتن روزه دوشنبه وپبج شنبه داشته باشد یا عادت به گرفتن روزه یک روز درمیان داشته باشد.

8- روزه تمام سال: به ان معنا که تمام سال را روزه بگیرد اگرچه در ایام نهی شده نز روزه نگیرد(استناد به احادیث بخاری1979-مسلم1159)
و هرگاه زن، شوهرش در خانه بود بایستی قبل از آنکه روزه بگیرد از شوهرش اجازه بگیرد.
(استناد به احادیث بخاری 5192-مسلم 1026)
روزه گرفتن در ماه رجب در سنت وارد نیست مگر روزهایی که سنت هستند و در تمام ماهها بدون استثنا گرفته می شوند ابن عباس و ابن عمر رضی الله عنهما از گرفتن روزه ماه رجب بجز روزهایی كه روزه گرفتن در آنها سنت است، نهی کرده اند.(صحیح،ابن ابی شیبه 102/3 - عبدالرزاق 7854)

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

روزه سنت

گرفتن روزه سنت اجر و ثواب دارد ونگرفتن آن بدون عذاب و مجازات است و عبارتند از:

1.        شش روز شوال: از ابوایوب انصاری روایت است که رسوال الله فرمودند: کسی که ماه رمضان وبه دنبال آن شش روز از ماه شوال را روزه بگیرد مانند این است که یک سال کامل روزه گرفته باشد (رواه مسلم 1164)

 

2.       روزه عرفه برای غیر حاجی: از ابو قتاده روایت است که از رسول الله درباره روزه عرفه سوال شد، ایشان فرمودند: روزه عرفه گناهان سال گذشته وسال جاری را از بین می برد (رواه مسلم1162)

 

3.        روز نهم محرم(تاسوعا) و روز دهم محرم(عاشورا): رسول الله روز عاشورا را روزه گرفتند و فرمودند اگر زنده بمانم سال آینده روز نهم را نیز روزه می گیرم(رواه مسلم 1134) ودرباره روزه عاشورا فرمودند: گناهان سال گذشته را از بین می برد (رواه مسلم 1162)

 

4.       روزه ماه محرم: ازابوهریره روایت است که رسول الله فرمودند: بهترین وافضل ترین روزه بعد از ماه رمضان روزه ماه محرم است وبهترین نماز بعد از نمازهای فرض نماز شب است (رواه مسلم1163-ابو داوود 2122)

 

5.       اکثر روزهای ماه شعبان: ازعایشه روایت است که رسول الله را ندیدم که ماهی را کامل روزه بگیرند مگر رمضان وندیدم در هیچکدام ازماهها به اندازه شعبان روزه بگیرند (رواه بخاری1969-مسلم 1156)
6- دوشنبه و پنج شنبه هر هفته: از اسامه بن زید روایت است که رسول الله روزدوشنبه و پنج شنبه را روزه می گرفتند ومی فرمودند: اعمال بندگان دراین دو روز(پیش خدا)عرضه می شود (صحیح سنن ابوداوود2128)

 

6.       سه روز از هرماه(سیزدهم وچهاردهم وپانزدهم ماه قمری): از ابوذر روایت است که رسول الله فرمودند: ای ابوذرهرگاه سه روزاز ماه را روزه گرفتی روزهای سیزدهم وچهاردهم و پانزدهم را روزه بگیر (صحیح سنن الترمذی608- النسائی2279)- ابن عباس روایت می کند که رسول الله درسفر و غیر آن روزه این سه روز را ترک نمی کردند (رواه النسائی198/4)


7.       نه روز اول ذی الحجه: رسول الله فرمودند: اعمال (خیر) در ده روز اول ذی الحجه بیشترین ثواب را در طول سال دارد (رواه بخاری 969)- از هنیده بن خالد از همسرش از بعضی همسران رسول الله روایت شده که رسول الله نه روز ذی الحجه را روزه می گرفت(رواه بخاری1990- مسلم1137- ابوداوود2420)و روز دهم را به علت عید قربان روزه نبوده اند.


یک روز درمیان روزه گرفتن: از ابن عمر روایت است که رسول الله فرمودند: محبوب ترین روزه نزد خدا روزه داوود علیه اسلام است که یک روز در میان روزه می گرفت (رواه بخاری1131- مسلم1159)


نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |


اعمال مباحی که روزه را باطل نمی کند

1- افطار نکردن تا سحر

2- حمام کردن: از ابوبکره روایت است که همانا رسول الله را درعرج(اسم مکانی است) دیدم در حالی که روزه بودند و از شدت گرما وتشنگی بر سرشان آب می ریختند(صحیح سنن ابوداوود2072)


وعایشه وام سلمه رضی الله عنهما روایت کرده اند که رسول الله درروز(بعد از فجر)غسل می کردند و روزه بودند (رواه بخاری 1925- مسلم1109)

3- احتلام شدن درروز


4- صبح کردن در حالت جنابت


5- خون دادن برای آزمایش و...


6 - حجامت: رسول الله فرمودند:((روزه شخص حجامت کننده وشخصی که برایش انجام داده باطل است)) (صحیح،الترمذی 774- ابوداوود 2367) جمهورعلما نظر بر منسوخ شدن این حدیث دارند چون رسول الله این حدیث را در اوایل فرموده اند واحادیث بعدی این موضوع را روشن می کند. ابن عباس می فرماید: همانا رسول الله حجامت می کردند در حالی که ایشان روزه بودند (رواه بخاری 1939) وابو سعید خدری می فرماید: رسول الله اجازه دادند به حجامت کردن برای شخص روزه دار(صحیح ، مصنف ابن ابی شیبه( 3/51-53) الاءرواء الغلیل 74/4) ودر میان صحابه ابن عباس- ابوسعید- ابن مسعود- ام سلمه- حسین بن علی- عروة بن زبیر و سعید بن جبیر -رضی الله عنهم- حجامت را باعث باطل شدن روزه ندانسته اند.


6- تزریق آمپول و مصرف قطره


7- آب دادن به دهان وبینی در وضو: اگر در این هنگام آب بدون اراده ازحلق پایین برود اشکالی ندارد. از لقیط بن صبره روایت است که رسول الله r فرمودند: در استنشاق(آب به بینی دادن)مبالغه کنید مگر اینکه روزه باشید (صحیح سنن ابوداوود 129)

8- سیواک یا مسواک زدن

9- مزه کردن غذا توسط آشپزبرای نیاز وبدون آنکه از گلویش پایین رود

10-چرب کردن موی سروپوست ،عطر زدن وسرمه کشیدن بر چشم


11-کوتاه کردن موی سر وگرفتن ناخن

12-خوردن آب دهان به هر صورتی که باشد

13-خون دماغ شدن

14-استفاده از داروی غرغره (با آب نمک و....) - دلیل کلی برای مباح بودن این موارد نبودن دلیل از قرآن وسنت بر تحریم بودن آنها است واگر باعث باطل شدن روزه می شدند درنصوص بیان می شد وخداوند عزوجل می فرماید ) وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِیّاً( (مریم64) « پروردگارت هرگز فراموشکارنبوده است.» و هیچ فرقی بین انجام مواردی چون سیواک دادن – آب به دهان و بینی دادن در وضو – حمام کردن و خون دادن و... در اول روز وآخر روز نیست و کسانی که قائل به آن هستند دلیلی برای گفته خود ندارند .

 

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
باطل کننده های روزه

1- خوردن و آشامیدن: اگر از روی فراموشی باشد روزه باطل نمی شود و قضای روزه و کفاره آن لازم نیست.
ازابوهریره روایت است که رسول الله فرمودند: وقتی که انسان فراموش کرد و چیزی را نوشید یا خورد، باید به روزه اش ادامه دهد واین آب وغذایی است که خداوند به او بخشیده است. (رواه بخاری 1923- مسلم1155)
اما اگر خوردن عمدی باشد وشخص هیچ کدام از حالات رخصت شرعی(بیمار- مسافر- کهن سالی و...)را نداشته باشد وبدون دلیل شرعی روزه خود را با خوردن وآشامیدن بشکند، روزه این شخص باطل است وقضا وکفاره هم ندارد. وباید توبه کند و دیگر مرتکب این عمل نشود.
از ابوهریره وعبدالله بن مسعود روایت شده که فرموده اند: اگر کسی روزه ی یک روز از ماه رمضان را بدون عذر و رخصت شرعی بشکند اگر تمام سال را هم روزه باشد آن را جبران نمی کند. (صحیح ، رواه ابن ابی شیبه9784)
و در نصوص هم دلیلی بر قضای روزه ی کسی که عمداً روزه اش را با خوردن وآشامیدن می شکند وجود ندارد. و ابن حزم نیز این قول را ترجیح می دهد.(المحلی 180/6 مسئله 735)


2- استفراغ: ازابوهریره روایت است که رسول الله فرمودند:(( اگراستفراغ عمدی باشد روزه اش باطل و باید روزه را قضا کند واگرغیرعمدی و خود به خود باشد روزه اش باطل نشده وقضای روزه براو لازم نیست)) (صحیح سنن ابو داوود2088- صحیح سنن الترمذی 577)



3- حیض ونفاس: حیض و نفاس نسز باطل کننده هستند اگرچه در آخرین لحظات روز نیز باشد (به دلیل اجماع علما)


4- جماع: اگراز روی فراموشی باشد روزه باطل نمی شود و کفاره ای هم ندارد اما اگرعمداً باشد روزه را باطل وکفاره آن واجب می شود که عبارت است از: آزاد کردن یک برده، اگر برایش مقدورنبود گرفتن دو ماه پشت سر هم روزه واگر توانایی هیچ کدام ازاینها را نداشت باید به شصت مسکین طعام دهد واین کفاره فقط بر مرد واجب است.



5- نیت شکستن روزه: اگر شخص نیت کند که روزه اش را بشکند اگر چه عملاً این کاررا هم نکند بازهم روزه اش باطل است. به دلیل حدیث(قبول وصحت اعمال با نیات است وپذیرش وپاداش هرعمل بستگی به نیت آن دارد)
وقول امام شافعی و امام مالک رحمة الله علیهما نیز همین است.


6- مرتد شدن: اگر شخص روزه دار دچار کفر یا یکی از نواقض اسلام شود روزه اش هم باطل می شود به دلیل این که انسان کافر و مرتد تمام اعمالش حبط وتباه می شود، مثلا اگر غیر خدا را به فریاد بطلبد و جهل نداشته باشد روزه اش باطل می شود.


نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
فضیلت مهمانی کردن انسان روزه دار

از زید بن خالد جهنی روایت است که رسول الله فرمودند: هر کسی که انسان روزه داری را افطاری دهد، به اندازه شخص روزه دار اجر وپاداش می برد، بدون آنکه از اجر روزه دار چیزی کم شود.(رواه الترمذی والنسائی- صحیح الترغیب والترهیب1065)


دعای روزه دار بعد از افطار کردن در خانه کسی :انس بن مالکمی فرماید:رسول الله نزد سعد بن عباده افطار کردند وبعد از غذا فرمودند:(( أفْطَرَ عِنْدَكُمُ الصَّائِمُوْنَ، وَأَكَلَ طَعَامَكُمْ الأَبْرَارُ، وَصَلَّتْ عَلَیْكُمْ المَلاَئِكَةُ)) (رواه ابو داوود3854- ابن ماجه1747)



:روزه داران نزد شما افطار کردند ونیکان غذایتان را خوردند و فرشتگان بر شما درود فرستادند.
حکم روزه پیر مرد و پیرزن و مریض همیشگی


کسی که به دلیل پیری نمی تواند روزه بگیرد یا شخصی که مریض همیشگی است و امید بهبودی ندارد، می تواند روزه نگیرد اما باید به ازای هر روز که روزه نگرفته مسکینی را یک وعده طعام دهد.
خداوند متعال می فرماید: ) وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْكِینٍ...((بقره 184) « وبرکسانی که توانایی انجام آن (روزه)را ندارند(همچون پیران ضعیف وبیماران همیشگی )لازم است فدیه بدهند وآن خوراک مسکینی است.»



ازعطاء روایت است که از ابن عباس شنیدم که آیه ی ) وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْكِینٍ...( (بقره 184) را می خواند و می فرمود: این آیه منسوخ نیست، بلکه درباره پیرمرد وپیرزنی است که توانایی روزه گرفتن را ندارند وبرای هر روز مسکینی را طعام دهند (رواه بخاری 4505-الاءرواءالغلیل912)


البته در مورد بیمار همیشگی باید گفت درصورتی این حکم شامل او می شود که دکتر متعهد و مطمئن تشخیص دهد که روزه برایش ضرر دارد ودیگر نمی تواند برای همیشه روزه بگیرد.
حکم روزه زن حامله وشیرده


این دو مورد نیز اگر(بر حال خود یا بچه) بیم داشته باشند می توانند روزه نگیرند و باید فدیه بدهند و قضای روزه هم برآنها لازم نیست. از ابن عباس روایت است که حکم آیه ی ) وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْكِینٍ...((بقره 184) برای پیرمرد وپیرزن و زن حامله و شیرده همچنان باقی است، پس زن حامله وشیرده ای که (برحال خود یا بچه) بیم دارند می توانند روزه نگیرند وبه ازای هرروز یک مسکین را طعام دهند. (صحیح ،النسائی 191/4- البیهقی 230/4- الاءرواء الغلیل 912)



از نافع روایت است:یکی از دختران ابن عمر که همسر مردی قریشی بود در زمان حاملگی در ماه رمضان دچارتشنگی شد و ابن عمر به او دستور داد تا روزه اش را بشکند وبه ازای هر روز مسکینی را طعام دهد. (صحیح،رواه الدارقطنی 205/2- الاءرواء الغلیل 21/4)



از ابن عباس روایت شده که کنیزش را در حالی دید که حامله یا شیرده است، پس فرمود: تو بمنزله کسی هستی(درروایتی مانند شخص کهن سالی هستی )که توان (روزه گرفتن) نداری پس بر تو لازم است به جای هر روز روزه، طعام مسکینی را بدهی وقضای روزه بر تو واجب نیست. (صحیح ،رواه الدارقطنی 206/2- الاءرواء الغلیل 19/4- وقال الدارقطنی اسناده صحیح)



از ابن عمر روایت است که زنی در مورد روزه گرفتن در زمان بارداری از او سؤال کرد وابن عمربه او فرمود: روزه ات را بشکن وبه ازای هر روزمسکینی را طعام بده و قضای روزه بر تو لازم نیست.(صحیح روا الدارقطنی 207/2- الاءرواء الغلیل 20/4- قال آلبانی سنده جید)



واین قول ابن عباس و ابن عمر و سعید بن جبیر است وصحابه – رضی الله عنهم- با آن مخالفتی نکرده اند و نیزمذهب اسحاق بن راهویه و محدثین است. ودر اصطلاح محدثین اگر روایتی از تعدادی از اصحاب نقل شود و بقیه اصحاب با آن مخالف نباشند حکم حدیث
مر فوعی را دارد.
مقدارطعامی که به عنوان فدیه لازم است به مساکین داده شود
از انس بن مالک روایت است: ایشان سالی دچار ضعف وسستی شدند ونتوانستند روزه بگیرند پس کاسه ای ترید گوشت درست کرد و سی نفر مسکین را دعوت ، و آنها را سیر کرد .(صحیح ، الهیثمی 164/3- طبرانی فی الکبیر1/214/675)


واین یک وعده غذا به یک مد (600گرم) غذای غالب آن منطقه نیز تعبیر شده است . یعنی شخص می تواند به ازای هر روز که روزه نگرفته (600گرم) طعام غالب به مسکین بدهد ودادن قیمت (پول) به جای طعام جایز نیست چون نص صراحتاً بردادن طعام دلالت دارد.

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
فقه و آداب روزه براساس قرآن و سنت..
الحمد لله رب العالیمن.
ماه پر خیر و برکت رمضان نزدیک است و می طلبد که هر مسلمانان معتقدی آداب و عبادات خاص به آن را یاد گرفته و به دیگران نیز یاد بدهد و از بدعت ها و اختراعات فرقه ای و قومی در اصل عبادات بپرهیزد چنانکه پیامبر – صلی الله علیه وسلم – می فرماید: من أحدث فی أمرنا ما لیس فیه فهو ردٌّ: هر کس در امر ما چیزی نوی اختراع کند که در واقع جزء ان نیست آن عمل رد است. "امرنا" روشن می سازد که بدعت در امور عبادی و دینی حرام است.
آنچه که در پایین می خوانید حاصل تلاش یکی از برادران ارجمند در باب آداب و فقه روزه است که به صورت مختصر و میسر آن را عرضه داشته است که امیدورام برای همگی مثمر ثمر واقع شود.
ذکر این نکته نیز لازم است که در بعضی از موارد اقدام به تصحیح لفظی و معنوی نوشتار ایشان کرده ام و گاها بر آن مطلبی را افزوده ام...از خداوند تبارک تعالی می خواهم که آن را خالصانه از ما بپذیرد.

----------------
فضیلت روزه

از ابو هریره - رضی الله عنه - روایت است که رسول الله – صلی الله علیه و سلم- فرمودند: خداوند عزوجل میفرماید: هر کاری که انسان انجام می دهد برای خود اوست ، مگر روزه که برای من است ومن پاداش آن را میدهم. و روزه سپر است، پس هرگاه کسی از شما روزه بود سخن زشت نگوید و دشمنی نکند واعمال جاهلانه را انجام ندهد واگر کسی به او دشنام داد یا با او دعوا کرد دوبار بگوید من روزه هستم، قسم به ذاتی که جانم در دست اوست بوی دهان روزه دار نزد خداوند ازبوی مُشک بهتر است وشخص روزه دار دوبار خوشحال می شود یکی زمانی که افطار می کند ودیگری زمانی است که در قیامت پروردگارش را ملاقات می کند. (رواه بخاری1904- مسلم1151)



ابوهریره -رضی الله عنه- می فرماید: رسول الله -صلی الله علیه و سلم - فرمودند: کسی که از روی ایمان و امید کسب اجر وپاداش، ماه رمضان را روزه بگیرد گناهان (صغیره) گذشته او بخشیده می شود (رواه بخاری1901- مسلم760)



ابوهریره می فرماید: رسول الله فرمودند: نمازهای پنجگانه و نماز جمعه تا جمعه دیگر و روزه ماه رمضان تا رمضان دیگر، همگی کفاره گناهان( صغیره)هستند، اگر از گناهان کبیره دوری شود (رواه مسلم 233)


از سهل بن سعد روایت است که رسول الله فرمودند: دربهشت دروازه ای است که به آن ریّان گفته می شود وفقط روزه داران از آن دروازه داخل بهشت می شوند (رواه بخاری1896- مسلم1152)


یکی از فضایلی که به این ماه مبارک داده می شود از جهت قرار گرفتن شب قدر در آن است. شب قدر، شبی است که قرآن در آن بکپارچه به آسمان دنیا نازل گشت و خداوند آن را این گونه وصف کرده: (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ )(قدر 3): شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
و شب قدر در روزهای آخر ماه مبارک قرار گرفته است چنانکه پیامبر می فرماید: شب قدر را در روزهای فرد ده روز آخر ماه رمضان جستجو کنید (صحیح بخاری)


حکم روزه ماه رمضان
روزه ماه رمضان یکی از ارکان و فرائض اسلام است. خداوند متعال می فرماید( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمْ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)(بقره 183)
«ای کسانی که ایمان آورده اید برشما روزه واجب شده است همانگونه که برامتهای پیش از شما واجب بوده، امید است که پرهیزگارشوید.»



اجماع امت بر این است که روزه ماه رمضان، فرض ویکی از ارکان اسلام وضروریات دین است و کسی که فرضیت آن را انکار کند کافر است .



روزه ماه رمضان بر چه کسانی فرض است

روزه ماه رمضان بر هر شخص مسلمان عاقل، بالغ، سالم از بیماری ومقیم فرض است و زن باید از حیض ونفاس پاک باشد.
دلیل فرض نبودن آن بر بیمار و مسافر فرموده خداوند عز وجل است که می فرماید).. فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ...((بقره 184)
:« وکسانی ازشما که بیمار ومسافربودند (روزه نگرفتند به اندازه آن روزها ) چند روزدیگری را روزه گیرند.»



و دلیل فرض نبودن آن بر غیر عاقل و نابالغ حدیث عایشه – رضی الله عنها- است که می فرماید: رسول الله فرمودند: تکلیف از سه دسته برداشته شده است: از دیوانه تا هوشیار شود و از به خواب رفته تا بیدار شود واز کودک تا بالغ شود (صحیح سنن ابن ماجه 3514-الترمذی693)


اگر بیمار و مسافر با گرفتن روزه ماه رمضان دچار مشقت نشوند بهتر است روزه باشند { این مورد در صورتی است که روزه ماه رمضان باشد اما در روزه سنت بهتر این است که در هنگام سفر روزه را بشکنیم چون خداوند دوست دارد که از رخصت او استفاده شود.}
اما در صورتی که روزه سبب مشقت و ضرر جسمی می شود بهتر است روزه نگیرند و حتی در شرایطی نیز شکستن روزه واجب است.
نگارش در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
سلا م به همه دوستان گرامي

چون كه ماه مبارك  رمضان نزديك است به همين علت من چندتا  عكس  براي پس زمينه كمپيوتر براتان گذاشتم كه به شما دوستان حتما توصيه ميكنم كه دانلود كنيد .

اميدوارم خوشتان بيايد. التماس دعا

عكسهاي مربوط به ماه مبارك رمضان

یا از اینجا 

http://www.4shared.com/file/124521552/72f76509/Ramezan_Wallpaper__New_.html

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
روزى را خدا مى دهد
روزى پادشاهى تصميم گرفت به شكار برود، به دستور او بزرگان و خدمتكاران و غلامان حاضر شدند، وسايل شكار را جمع آورى كردند، و به قصد شكار بيرون آمدند.
وقتى به شكارگاه رسيدند شاه و بزرگان مشغول شكار كردن شدند. هنگام ظهر در دامنه كوه سفره ناهار را پهن كردند. شاه و بزرگان مملكت سر سفره نشستند مرغ بزرگى را كه بريان كرده بودند، براى شاه آوردند. تا او خواست به مرغ دست دراز كند، شاهينى پرواز كنان از راه رسيد، مرغ بريان را به منقار گرفت و از آنجا دور شد.
حاكم از اين موضوع عصبانى شد و به لشكريان دستور داد كه شاهين را دنبال كرده و به هر طريقى كه هست او را شكار كنند. شاهين در هوا و حاكم و لشكريان در روى زمين به حركت درآمدند.
شاهين كوه را دور زد و در نقطه اى فرود آمد. شاه و لشكريان نيز پياده شده و به تعقيب او پرداختند تا اينكه به نقطه اى رسيدند كه مى توانستند شاهين را ببينند.
در اين حال با كمال تعجّب مشاهده كردند كه يك نفر دست و پا بسته روى زمين افتاده است و شاهين با منقار مرغ را تكه تكه مى كند و گوشت ها را در دهان مرد مى گذارد. وقتى مرغ تمام شد شاهين كنار رودخانه رفت و منقارش را پر از آب كرد و برگشت و آب را در دهان مرد ريخت .
حاكم و لشكريان نزد مرد رفتند و دست و پايش را باز كردند احوالش را پرسيدند، مرد گفت : من بازرگان هستم و براى تجارت به شهرى مى رفتم در اين منطقه راهزنان به من حمله كردند و اموالم را ربودند و مى خواستند مرا نيز بقتل برسانند. التماس كردم كه مرا نكشند.
بالا خره دلشان به رحم آمد، ولى گفتند: مى ترسيم به آبادى بروى و محل ما را به مردم نشان بدهى و آنها را به اين سو بكشانى بنابر اين دست و پاى مرا بسته و در اينجا انداختند و رفتند.
روز بعد اين پرنده آمد و نانى برايم آورد. امروز نيز پرنده برايم مرغ بريان آورد، بدين ترتيب او روزى دو مرتبه از من پذيرائى مى كرد.
حاكم از شنيدن سخن بازرگان منقلب شد و گفت : خداوند آنقدر بخشاينده است كه بنده دست و پا بسته اش را در بيابان تنها رها نمى كند واى بر ما كه از چنين خداى مهربانى غافل هستيم .
پس از آن حاكم حكومت را رها كرد و جزو عابدان و زاهدان روزگارش ‍ گرديد.
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

آیا حضرت علی رابطه دوستانه با حضرت عمر نداشت؟

ادعای شیعه:

سنی ها ادعا دارند حضرت علی علیه السلام با خلفای ثلاثه روابط نیکی داشتند و آنها را انسانهای خوبی می شناختند. اما طبق حدیثی که در صحیح مسلم (که برای اهل سنت از مهمترین کتب حدیثی هست)، آمده نطر امیرالمومنین علی ابن ابی طالب ؛ چیز دیگری بوده،

در صحیح مسلم آمده که:

فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنْ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنِّي لَصَادِقٌ
ترجمه؛ پس شما دو نفر (علی و عباس عموی پیامبر) آمده اید تا میراث پسر برادرت (رسول خدا ص و (تو ای علی) میراث زنت (فاطمه (س)) از پدرش را طلب کنید، پس ابوبکر از پیامبرص نقل کرده که پیامبرص فرمود: (ما نورث ما ترکناه صدقة=ما انبیاءاز خودمان ارث باقی نمیگذاریم جز صدقه) پس شما دو نفر (علی و عباس) نظرتان این است که ابوبکر (کاذبا،آثما،غادرا،خائنا=دروغگو،گناهکار،پیمان شکن،وخائن) بود و خدا می داند که او راست گفت و تابع حق بود، پس چون ابوبکر فوت کرد من ولی رسول الله ص و ولی ابوبکر هستم، اما نظر شما درمورد من اینست که من (کاذبا،آثما،غادرا،خائنا) هستم ولی خدا میداند که من راست میگویم.

(صحیح مسلم،کتاب الجهاد،باب حکم الفی)

حالا سنیها باید نفاق را بکناری نهند و باید حرف امیر المومنین علی علیه السلام را از مهم ترین کتاب خود قبول کنند و خلفا را کاذب و خائن بدانند !!

جواب ما!

یک شگرد و حیله عجیب شیعه این است اگر ما آنها را در یک شبهه رسوا کنیم و دروغشان را نشان دهیم با خونسردی و بدون شرم و خجالت می گویند:

برای خواندن ادامه به ادامه مطلب بروید .........................


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
بوي گند نفرت در دل


معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند .

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.

معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟

بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا باخود حمل کنند شکایت داشتند .

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید .

پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
نگارش در تاريخ شنبه هفدهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
غم و شادي

در دستانم دو جعبه دارم كه خدا آنها را به من هديه داده است.
او به من گفت:
غمهايت را در جعبه سياه و شادي هايت را در جعبه طلايي جمع كن.
من نيز چنين كردم و غمهايم را در جعبه سياه ريختم و شادي هايم را در جعبه طلايي !
با وجود اينكه جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد اما از وزن جعبه سياه كاسته مي شد !
در جعبه سياه را باز كردم و با تعجب ديدم كه ته آن سوراخ است!!!
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم : پس غمهاي من كجا هستند؟!
خداوند لبخندي زد و گفت: غمهاي تو اين جا هستند، نزد من!
از او پرسيدم: خدايا،‌ چرا اين جعبه ها را به من دادي؟
چرا اين جعبه طلايي و اين جعبه ي سياه سوراخ را؟
و خدا فرمود:
بنده ي عزيزم، جعبه ي طلايي مال آنست كه قدر شاديهايت را بداني و جعبه سياه، تا غمهايت را رها كني!
نگارش در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
عبد الرحمن رأفت پاشا
ترجمه: نصير احمد سيد زاده


((هيچگاه براء را سرپرست لشكري نكنيد چون مي ترسم با اين جراتي كه دارد افراد لشكر را به كشتن دهد.)) (عمر بن خطاب).

براء بن مالك مردي ژوليده مو و غبار آلود با بدني ضعيف و لاغر بود هيچكس از قيافه او خوشش نمي آمد و هيچكس دوست نداشت او را به خوبي نگاه كند.
با وجود اين، او تعداد صد نفر از حريفانش را فقط در نبرد آزمايي هايي كه دو تايي صورت مي گرفته از پاي
در آورد غير از كساني كه در خلال جنگها از دست او كشته شده اند.
 
برای خواندن ادامه به ادامه مطلب بروید..........................

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه شانزدهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن ها را به يك اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امكان نداشت. مخصوصاً اين كه پسر كوچكى در رديف جلوى كلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد كه خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين كلاس بود. هميشه لباس هاى كثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه كرد.
امسال كه دوباره تدى در كلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند كمكش كند.
معلّم كلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تكاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت كامل".
معلّم كلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همكلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش كه در خانه بسترى است دچار مشكل روحى است.
معلّم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي كند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نكند او به زودى با مشكل روبرو خواهد شد.
معلّم كلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها كرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در كلاس خوابش مي برد.
خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشكل او پى برد و از اين كه دير به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در كاغذ كادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى كه داخل يك كاغذ معمولى و به شكل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سركلاس باز كرد. وقتى بسته تدى را باز كرد يك دستبند كهنه كه چند نگينش افتاده بود و يك شيشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى كلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند كرد. سپس آن را همانجا به دست كرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.
خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه كرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در كنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي كرد.
پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي كرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يكى از با هوش ترين بچه هاى كلاس شد و خانم تامپسون با وجودى كه به دروغ گفته بود كه همه را به يك اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.
يكسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد كه من در عمرم داشته ام.
شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود كه دبيرستان را تمام كرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترين معلمى هستيد كه در تمام عمرم داشته ام.
چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت كرد كه در آن تدى نوشته بود با وجودى كه روزگار سختى داشته است امّا دانشكده را رها نكرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأكيد كرده بود كه خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.
چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود كه پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه كمى طولاني تر شده بود: دكتر تئودور استودارد.
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود كه با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج كنند. او توضيح داده بود كه پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسى در كليسا، در محلى كه معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چكار كرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست كرد و علاوه بر آن، يك شيشه از همان عطرى كه تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در كليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين كه به من اعتماد كرديد از شما متشكرم. به خاطر اين كه باعث شديد من احساس كنم كه آدم مهمى هستم از شما متشكرم. و از همه بالاتر به خاطر اين كه به من نشان داديد كه مي توانم تغيير كنم از شما متشكرم.
خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي كنى. اين تو بودى كه به من آموختى كه مي توانم تغيير كنم. من قبل از آن روزى كه تو بيرون مدرسه با من صحبت كردى، بلد نبودم چگونه تدريس كنم.
بد نيست بدانيد كه تدى استودارد هم اكنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشكى است و بخش سرطان دانشكده پزشكى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !
همين امروز گرمابخش قلب يك نفر شويد... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد
و مطمئن باشيد كه محبت شما به خودتان باز خواهد گشت...

نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
ای طفیل! مادرت به عزایت بنشیند؛ تو که مرد شاعر و زیرکی هستی و خوبی را از بدی تشخیص می‎دهی، چه چیزی ترا از شنیدن صحبت های این مرد باز می دارد؟ اگر چیزی که می گوید خوب است آنرا قبول کن و اگر بد است آن را نپذیر.
نوشته:عبدالرحمن رأفت پاشا
ترجمه: نصیراحمد سیدزاده


" بار الها! به او چنان نشانه ای عطا فرما که او را در رسیدن به خیری که می خواهد یاری دهد"
( دعای رسول الله برای طفیل)
جوانمرد به تمام معنی

طفیل بن عمرو دوسی سردار قبیله‎ ی دوس، فردی شریف از بزرگان سرشناس عرب و از معدود افراد جوانمرد در زمان جاهلیت بود.
هیچ وقت دیگ غذا او از آتش پایین نمی‎آمد و همیشه در خانه‎اش به روی مهمانان از راه رسیده باز بود.
گرسنگان را غذا می‎داد، وحشت زدگان را امنیت می بخشید و به پناهندگان پناه می‎داد و با این حال ادیبی باهوش و زیرک، و شاعری باریک‎ بین با ذوقی لطیف بود که به رموز تلخی و شیرینی کلام، آنجا که یک کلمه می‎تواند معجزه بیافریند، آشنایی کامل داشت.
طفیل قومش را در پشت سر گذاشت و راهی مکه شد. این در حالی بود که کشمکش و نزاع میان پیامبر بزرگوار صلوات الله علیه و کفار قریش در حال جریان بود؛ هر جناحی می خواست برای خودش یارانی جمع کند و برای حزب خود طرفدارانی بیاید؛ رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) به سوی پروردگارش دعوت می‎داد و یگانه سلاحش ایمان و حقیقت بود و کفار قریش هم با تمام امکانات در مقابل او ایستادگی می‎کردند و سعی داشتند از هر طریق ممکن مردم را از پیوستن به او باز دارند.
طفیل احساس کرد که بدون آمادگی وارد این معرکه شده و بدون اینکه قصدی داشته باشد در ژرفای آن فرو می‎رود. اینجاست که طفیل در مورد این کشمکش، خاطره‎ای فراموش نشدنی و داستانی شگفت‎انگیز دارد که بجاست آنرا با دقت بخوانیم:


در گوشهایم پنبه گذاشتم
طفیل می‎گوید: به مکه آمدم همینکه سران قریش مرا دیدند، استقبال عجیبی از من بعمل آوردند و مرا در بهترین مکان جای دادند، سپس به من گفتند: ای طفیل! اکنون به شهر ما آمده‎ای، باید برایت بگوییم که این مرد که گمان می‎کند پیامبر است وضع ما را آشفته نموده، همبستگی ما را از بین برده و جماعت ما را پراکنده ساخته است، ما از آن بیم داریم که مبادا آنچه بر سر ما آمده بر سر تو هم بیاید و به رهبری تو لطمه وارد شود، لذا تو را سفارش می‎کنیم با این مرد اصلاً صحبت نکن و به سخنان او اصلاً گوش مده زیرا او کلامی ساحرانه دارد که بین پدر و فرزند جدایی می‎افکند و برادر را از برادر و شوهر را از همسر جدا می‎کند.
طفیل می‎گوید:
بطور مکرر سخنان عجیبی از او در گوشم می‎خواندند و از کارهای شگفت‎انگیز او مرا می‎ترساندند تا آنجا که تصمیم گرفتم اصلاً با او تماس نگیرم؛ نه با او حرف بزنم و نه چیزی از او بشنوم.
وقتی به خاطر طواف کعبه و تبرک گرفتن از بتهای آن (که معمولاً ما به حج آن می‎رفتیم و آنها را تعظیم می‎کردیم) به طرف مسجد رفتم، از ترس اینکه مبادا از سخنان پیامبر چیزی به گوشم برسد در گوشهایم پنبه گذاشتم اما به محض اینکه داخل مسجد شدم او را دیدم که در جلوی خانه کعبه نماز می‎خواند متوجه شدم که نماز او با نماز ما خیلی فرق دارد و عبادتی است که با عبادت ما تفاوت دارد، از تماشای او خوشم آمد و عبادت او مرا تکان داد، احساس کردم که بدون اختیار دارم به او نزدیک می‎شوم تا اینکه به او نزدیک شدم، سرانجام خداوند خواست که چیزی از سخنان او به گوشم برسد، لاجرم سخنان زیبای او را شنیدم، با خودم گفتم ای طفیل! مادرت به عزایت بنشیند؛ تو که مرد شاعر و زیرکی هستی و خوبی را از بدی تشخیص می‎دهی، چه چیزی ترا از شنیدن صحبت های این مرد باز می دارد؟ اگر چیزی که می گوید خوب است آنرا قبول کن و اگر بد است آن را نپذیر.
بعد از این کمی درنگ کردم تا اینکه رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) به خانه اش برگشت. به دنبال او رفتم. وقتی وارد خانه اش شد من هم وارد شدم و به او گفتم: ای محمد! قوم تو چیزهایی به من گفتند و به قدری مرا از کارهای تو ترساندند که نا گزیر شدم در گوشهایم پنبه بگذارم تا حرف های شما را نشنوم، اما خداوند خواست که من چیزی از سخنان شما را بشنوم آنچه از شما شنیدم واقعاً مورد پسند من قرار گرفت لذا از شما تقاضا دارم آیین خود را به من نشان بدهی...


و بدین گونه ایمان آوردم
ایشان چیزهایی برایم گفت و سوره‎ی اخلاص و فلق را برایم خواند بخدا قسم تا آن لحظه سخنی به آن زیبائی نشنیده و طریقه ای عادلانه تر از طریقه او ندیده بودم. در این هنگام بود که دستم را بسوی او دراز کردم و گواهی دادم به اینکه: لا اله الا الله و محمدٌ رسول الله و اسلام آوردم.
بار الها به او نشانه‎ای مرحمت فرما.
طفیل می‎گوید:
بعد از آن مدتی در مکه ماندم، در این مدت مسائل اسلام را یاد گرفتم و چیزی از قرآن که برایم مقدور بود حفظ کردم. هنگامیکه تصمیم گرفتم به طرف قوم خود برگردم، به پیامبر گفتم: «ای رسول خدا! من در میان قوم خود نفوذ زیادی دارم و اینک به سوی آنها برمی‎گردم و آنها را به طرف اسلام دعوت می‎کنم شما دعا کنید خداوند نشانه‎ای که دلیل حقانیتم قرار گیرد به من عنایت کند تا دعوتم مؤثر قرار گیرد پیامبر فرمود: بار الها به او نشانه‎ای مرحمت فرما.
بطرف قومم حرکت کردم، وقتی به بلندی که مشرف بر منازل آنها بود رسیدم در میان دو چشمم نوری مثل چراغ ظاهر شد. گفتم خدایا! این نور را در جایی غیر از صورتم ظاهر بفرما، چون مردم گمان می‎کنند این عقوبتی است که به خاطر ترک دین آنها به من رسیده است. بلافاصله نور از آنجا به سر شلاقم منتقل شد. که مردم از دور آن را مانند چراغی آویزان می‎دیدند و این در حالی بود که من از بالای گردنه پایین می آمدم.


پدر! از من دور باش
از گردنه که پایین آمدم پدرم آمد، حالا او پیرمرد شده بود ، به او گفتم از من دور باش من از تو نیستم و تو از من نیستی.
گفت: چرا پسرم؟
گفتم: من مسلمان و پیرو دین محمد (صلی الله علیه وسلم) شده‎ام.
گفت: ای پسرم! دین تو دین من است، گفتم: برو غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و بعد بیا تا آنچه را یاد گرفتم به تو بیاموزم.
پدرم رفت غسل کرد و لباس پاکیزه پوشید و آمد، من دین اسلام را به او عرضه کردم و او مسلمان شد.
بعد از آن زنم آمد.
به او گفتم: پیش من نیا من از تو نیستم و تو از من نیستی.
گفت: برای چه! پدر و مادرم فدایت باشند.
گفتم: دین اسلام بین من و تو جدایی افکند. من اسلام آوردم و پیرو دین محمد (صلی الله علیه وسلم) شدم.
گفت: دین من دین تو است.
گفتم: برو و از آب «ذی شری» (1) غسل کن.
گفت: پدر و مادرم فدایت! آیا می ترسی از طرف «ذی شری» گزندی به فرزندانت برسد؟
گفتم: تو و ذی شری هلاک شوید، منظورم این است که برو آنجا و دور از انظار مردم غسل کن، من ضامنم که این سنگ بی جان ضرری به تو نرساند.
زنم رفت غسل کرد و آمد، من اسلام را به او عرضه کردم، او هم مسلمان شد.


ابوهریره، نهال دست طفیل
بعد از آن نوبت قبیله ام رسید، آنها در اسلام آوردن تأخیر کردند مگر ابوهریره که زودتر از همه مسلمان شد.
همراه با ابوهریره به مکه آمدم و خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) حاضر شدم پیامبر پرسید پشت سرت چه خبر بود؟
گفتم: قلوبی که پرده های ظلمت آنها را فرا گرفته بود متأسفانه قبیله‎ی دوس غرق در فسق و نافرمانی بود.
رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) بلند شد وضو گرفت و بعد از اینکه نماز خواند دستهایش را به طرف آسمان بلند کرد.
ابوهریره می‎گوید وقتی پیامبر را در این حالت دیدم ترسیدم که قومم را نفرین کند و آنها هلاک شوند لذا بی‎اختیار گفتم: وای قومم!
اما رسول الله (صلی الله علیه وسلم) اینگونه شروع به دعا کرد: بار الها! قوم دوس را هدایت کن بار الها! قوم دوس را هدایت کن...
آنگاه رو به طفیل کرد و گفت: دوباره به سوی قومت برگرد و با آنها با نرمی رفتار کن و آنها را به سوی اسلام دعوت بده.


با هشتاد خانواده نزد پیامبر برگشت
من مشغول دعوت در قبیله‎ی دوس شدم تا اینکه رسول الله به مدینه هجرت کرد صحنه های بدر و خندق سپری شدند بعد از آن من پیش پیامبر آمدم در حالیکه هشتاد خانه‎وار که همگی مسلمان واقعی و شایسته بودند به همراه داشتم پیامبر از دیدن ما خوشحال شد و ما را در غنائم خیبر سهیم گردانید.
ما گفتیم ای رسول خدا ما را در جنگها در میمنه‎ لشکر قرار بده و کلمه‎ی «مبرور» را بعنوان شعار برای ما در نظر بگیر.
بعد از آن طفیل تا فتح مکه همراه رسول خدا بود. روزی به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) گفت: مرا بسوی «ذی الکفین» بت عمرو بن حممه بفرست تا آنرا بسوزانم.
پیامبر به او اجازه داد تا همراه چند نفر از افراد قومش به سوی آن حرکت کند.
هنگامیکه بدانجا رسید اقدام به سوزاندن بت کرد، زنان و مردان و کودکان اطراف او جمع شدند و منتظر لحظه‎ای بودند که به او ضرری برسد یا آتش او را برباید زیرا او به بت آنها اهانت کرده و آنرا شکسته بود.
اما طفیل در برابر چشم بندگان آن بت، رو به بت کرد و در حالیکه کلمات زیر را زمزمه می کرد از ناحیه‎ی قلبش آنرا به آتش کشید:
یا ذالکفین لست من عبادکا
میلادنا أقدم من میلادکا
إنی خشوت النار فی فوادکا
دیری نپایید که آتش، بت را در خود فرو برد و به همراه آن ریشه های باقیمانده‎ی شرک را در قبیله‎‎ی دوس برای همیشه نابود ساخت از آن پس همگی افراد آن قوم، مسلمانان واقعی شدند. بعد از آن طفیل همیشه با رسول الله (صلی الله علیه وسلم) همراه بود. تا اینکه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به جوار رحمت ایزدی پیوست.


بخدا سوگند که سر بریده می شوم
پس از درگذشت آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) وقتی که خلافت به ابوبکر صدیق (رضی الله عنه) رسید، طفیل خود و شمشیر خود و فرزندانش را در خدمت او در آورد. وقتی که مبارزه با مرتدین به پایان رسید، طفیل و پسرش عمرو پیش‎آهنگ لشکری بودند که برای سرکوبی مسلمیه کذاب روانه شد، طفیل در مسیرش به طرف یمامه بود که خوابی دید و از همراهانش خواست خواب او را تعبیر کنند.
گفتند: چه دیدی؟!
گفت: دیدم که سرم تراشیده شد و پرنده ای از دهنم بیرون جهید و بعد زنی مرا در شکمش جای داد، پسرم عمرو هم دنبالم آمد اما میان من و او جدایی افتاد و او نتوانست همراه من بیاید.
گفتند: خواب نیک است.
گفت: بخدا سوگند من خودم آنرا چنین تعبیر کردم که:
تراشیدن سرم کنایه از این است که سرم قطع می شود... و آن پرنده هم که از دهنم بیرون آمد روح من است که پرواز می‎کند و آن زن، زمین است که برایم حفر می شود و در شکم آن دفن می‎شوم، پس امید است که به شهادت برسم، اما به دنبال آمدن پسرم کنایه از آن است که او طالب شهادتی است که من در جستجوی آن هستم اگر خدا بخواهد بعداً به آن دست خواهد یافت.


خوابش درست از آب درآمد
سرانجام در جنگ یمامه صحابی جلیل القدر طفیل بن عمرو (رضی الله عنه) مبتلای آزمایش الهی شد و به شهادت رسید پسرش عمرو که در آن جنگ مشغول مبارزه بود زخمهای زیادی دید و دست راستش قطع شد. و در حالی به مدینه برگشت که پدرش و دست راستش را در یمامه از دست داده بود.
عمرو بن طفیل (رضی الله عنه) در زمان خلافت حضرت عمر (رضی الله عنه) به خدمت وی رسید. تعداد کثیری از مردم آنجا حضور داشتند در این هنگام برای حضرت عمر (رضی الله عنه) غذا آوردند. آن حضرت مردم را برای صرف غذا صدا زدند. همه جلو رفتند مگر عمرو که از رفتن به سر سفره اعراض کرد.
حضرت عمر خطاب (رضی الله عنه) به او گفت:
ترا چه شد؟ شاید از اینکه دستت قطع شده، خجالت می‎کشی و به طرف غذا نمی‎آیی؟
عمرو بن طفیل: بله! ای امیرالمومنین.
حضرت عمر گفت: به خدا قسم من به این غذا دست نخواهم زد تا زمانی که دست قطع شده تو، به این غذا نرسد، بخدا جز تو کسی یافت نمی‎شود که قسمتی از بدن او در بهشت باشد (منظورش دست او بود)
از زمانی که عمرو از پدرش جدا شد مرتب در رؤیای شهادت به سر می‎برد. سرانجام در جنگ یرموک عمرو همراه سایر جنگجویان اسلام پا به میدان مبارزه نهاد و آنقدر جنگید تا به درجه رفیع شهادت نایل آمد؛ همان چیزی که پدرش به او نوید داده بود.


رضی الله تعالی عنهم
خداوند طفیل بن عمرو الدوسی را با رحمتش نوازش دهد او هم شهید است و هم پدر شهید.
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
جوان مؤمن و دختر روستايي

( إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ) [کهف: 13]

« ايشان جواناني بودند كه به پروردگارشان ايمان داشتند ، و ما بر ( يقين و ) هدايتشان افزوده بوديم ».

جواني قلبش از ايمان لبريز شده بود. خانواده اش او را براي کسب علم و دانش و اتمام تحصيلات دبيرستان به شهري دور دست فرستاده بودند و در آنجا اتاق کوچکي را اجاره کرده بود. از قضا هنگام غروب که قصد داشت به خانه مراجعت کند دختر جواني را ديد که در انتظار ماشين ايستاده بد و در حالي که کيف مدرسه اش را در دست داشت گريه مي کرد، زيرا ماشيني که هر روز او را به خانه اش در روستا مي رساند قبل از رسيدن دختر به ترمينال رفته بود و اکنون از شدت ناراحتي گريه مي کرد.

جوان به او نزديک شد و علت نگراني را پرسيد و به او چنين گفت:

آيا کاري از دست من ساخته است؟ چرا گريه مي کني؟ دختر گفت: من در فلان روستا زندگي مي کنم امروز در مدرسه تأخير کرده ام و سعي نمودم که در موعد مقرر خود را به ترمينال برسانم امّا وقتي به اينجا رسيدم متوجه شدم که رفقايم رفته اند و من تنها مانده ام و اکنون نه راه بازگشت را مي دانم و نه پولي همراه دارم زيرا تاکنون به تنهايي و بدون خانواده ام به جايي نرفته ام.

دخترک اين کلمات را بر زبان مي راند و پيوسته گريه مي کرد و اشک مي ريخت و با پروردگارش مناجات مي کرد و مي گفت: خدايا! چکار کنم؟ کجا بروم؟ حالا خانواده ام منتظر من هستند.

جوان بسيار متأثر شد و سراسيمه نمي دانست به دختر چه بگويد و چکار کند.

زمان به سرعت مي گذشت. هوا تاريک شده بود.

پاهاي دختر تحمل سنگيني بدن او را نداشتند. از شدت خستگي و گرسنگي قادر نبود خودش را کنترل کند.

جوان به او گفت: خواهرم من برادر تو هستم و مثل تو غريبم و در اين شهر کسي را ندارم و خانواده اي را نمي شناسم تا تو را به آنجا ببرم ولي در اين شهر تنها اتاق کوچکي دارم که مي توانم تو را به آنجا برسانم. خواهرم به من اطمينان کن و امشب را در آنجا بمان فردا صبح تو را به مدرسه ات مي رسانم.

شايد خانواده ات دنبال تو بيايند و به دوستانت ملحق شوي، انشاالله مشکل تو حل خواهد شد.

دختر به جوان اعتماد کرد و همراه او به طرف منزلش به راه افتاد. آنها به منزل رسيدند و جوان در حد توان از او پذيرايي کرد. رختخوابش را به او داد و خود بر روي زمين خوابيد.

در اين اتاق درگيري شروع شد و معرکه ي خطرناکي بود از يک طرف پسر جوان در آن سن و سال و در مقابل دختري تنها و زيبا، آنها براي همديگر بي تابي مي کردند و در فکر يکديگر بودند. جايي که به جز خدا کسي از آنان با خبر نبود.

تنها خداوند مراقبت کننده و ياري رسان چنين لحظات حساسي بود نتيجه ي اين خلوت هلاکت يا نجات از ديو شهوت بود که به راستي در چنين لحظاتي هر کس در گرو ايمان و يقين خود مي باشد.

اکنون مبارزه حقيقي شروع مي شود و ما نمي دانيم که پيروزي از آن کيست؟

آنجا که رسول خدا (ص) مي فرمايد:

« ما خلا رجل بامرأة الّا کان الشيطان ثالثهما »

هيچ مردي با زني خلوت نمي کند مگر اينکه شيطان سومين آنها است.

شيطان مرتباً جوان را وسوسه مي کرد و به او القاء مي کرد که اين صيد گرانبهايي است که در کنار تو آرميده است.

به او نگاه کن. به زيبايي و طراوت و شادابي او، به اين عروس رايگان نظر کن.

چه کسي مي داند که تو با او چکار مي کني؟ برو در کنار او بخواب. پيوسته و به طور مستمر ابليس به او نزديک مي شد و او را به اين کار تشويق و تحريض مي کرد. دختر نيز نمي توانست بخوابد زيرا با جواني ناآشنا در اتاقي به سر مي برد و در حال مبارزه و ترس و حيرت لحظات را سپري مي کرد. خواب به چشم هيچ کدام فرو نرفت هر دو درگير مبارزه اي جانکاه بودند.

ناگهان جوان فکري به ذهنش خطور کرد و از جايش بلند شد و در غرفه اش به جستجو پرداخت مثل اينکه دنبال گمشده اي مي گشت. ناگهان چراغي را يافت. همان چيزي که او به دنبال آن ميگشت، آن را برداشت و روشن کرد و در مقابل خود قرار داد و نفس راحتي کشيد و درست مثل اينکه دنبال اسلحه اي کشنده اي باشد تا دشمن سرسختش را از پاي درآورد. اکنون آن را يافته بود. پس حق داشت که باقلبي آرام و فکري راحت در کنار آن بنشيند. اين اسلحه را براي نبرد با ابليس در کنار خود نهاد و با وجود اين آمادگي از مکر و حيله ي دشمن در امان ماند و بدون توجه به وسوسه هاي او مبارزه اش را شتابي تازه بخشيد.

ابليس پيش آمد و در مقابل او ايستاد، در حالي که زيبايي هاي دختر را در نظر او زينت مي بخشيد. او را به طرف معصيت تشويق مي کرد و فکر مي کرد که اين دفعه بر جوان غلبه خواهد کرد.

جوان در حالي که چراغ را روبروي خود گذاشته بود نفسش را مخاطب قرار داد و گفت: من انگشتم را روي چراغ قرار خواهم داد. اگر بر آتش چراغ صبر کني و سوزش و درد آن را تحمل کني به معصيت اقدام کن و گرنه از خداي يکتا بترس و به آينده ات اميدوار باش انگشتش را روي چراغ گذاشت تا حدي که بوي سوختن آن به مشام رسيد و از درد شديد بر خود مي پيچيد و با خود مي گفت: اي دشمن خدا اگر تو بر آتش چراغ و اين شعله ي ضعيف صبر نکني پس چگونه آتش سهمگين دوزخ را تحمل خواهي کرد؟ با پارچه اي انگشت سوخته اش را بست و اندکي نشست. بار ديگر ابليس بر او هجوم آورد و اين بار انگشت ديگرش را روي شعله ي چراغ گذاشت و از آن هم بوي سوختن پوست و استخوانش برخاست. اين چنين جنگ و مبارزه بين او و ابليس در طول شب ادامه يافت و تا طلوع فجر لحظه اي آرام و قرار نداشت. هنگام صبح براي اداي نماز به پا خواست در حالي که به شدت درد مي کشيد نمازش را به جا آورد و با قلبي آرام و آسوده خاطر به دختر صبحانه داد و او را به مدرسه برد.

پدر دختر بي صبرانه انتظار او را مي کشيد و هنگامي که دختر را ديد او را در آغوش گرفت نزديک بود از شادي بال در بياورد و بي اختيار از چشمانش اشک شوق سرازير شد. دختر داستان را براي پدرش نقل کرد از سختي و اضطراب تنهايي و رنج و دردي که آن جوان در راه عقيده اش تحمل کرده بود و از امانت داري و شهامت و غيرت و از گذشت و ايثار آن جوان مؤمن و متعهد پدرش را با خبر کرد و بالاخره آنچه که آن جوان به دستان خود کرده بود همه را مانند فيلمي در برابر چشمان پدرش به نمايش گذاشت.

آنگاه پدرش به جوان نزديک شد و بر او سلام کرد و از او تشکر و قدرداني نمود. وقتي به دستان جوان نگاه کرد که آنها را با پارچه اي پيچيده بود تعجبش افزوده شد و از ايمان و تقواي آن جوان متأثر شد. سپس از جوان تشکر و قدرداني کرد و او را همراه با دخترش به خانه دعوت کرد و از او پذيرايي نمود و دخترش را به عقد او درآورد و با وجود اينکه رئيس قبيله و مردي خوش نام و نشان بود حاضر شد دخترش را به عقد آن جوان ناآشنا اما مؤمن و غيور درآورد.

بعد از مراسم ازدواج آنها را در منزل خود اسکان داد و تا پايان تحصيل هزينه ي او را تحمّل کرد.

اين چنين است تأثير ايمان و يقين در دنيا و بايد ثمره ي آن در آخرت چگونه باشد.

آنچه را مطالعه کرديد قصه اي واقعي است که بدون دخل و تصرف نقل شده و هديه ي گرانبهايي براي تمام جوانان پسر و دختر اين عصر و زمانه است. به اميد اينکه همه ي جوانان، عفت و پاکدامني را بهترين ثمره ي عمر گرانبهاي خويش بدانند و يقين داشته باشند که نيکي پيوسته تا روز قيامت ماندگار خواهد بود.

نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
مجموعه ایی از سایت های اسلامی که حتماْ به دردشما دوستان میخورد .

                    

Top ten

 

www.discoverislam.com : Basic Knowledge

www.islam101.com : All topics covered

www.islaam.itscool.net : Beautiful & comprehensive

www.thetruereligion.com : Convert’s stories

www.beconvinced.com : Woman, Science, Christianity

www.it-is-truth.org : Islam and Science

www.harunyahya.com : Islam, Science, Clipart

www.quraan.com : Audio & Text in 7 languages

www.al-islam.com : The best website

www.islamzine.com : Knowledge based

 

GENERAL INFO:

http://www.todayislam.com : Chaplin Yousef Estes’s web

http://www.islamonline.net : comprehensive online counseling

http://islamfortoday.com : converts’ info, woman terrorism

http://islam.com.pk : IsI. Media Foundation, converts’ stories

http://www.jannah.org : comprehensive includes 2000 websites

http://www.islaam.com : excellent site

http://www.sultan.org : topic wise 88 Islamic info links

http://www.islamicity.org : comprehensive world info

http://www.ummah.net : basic Islamic info

http://www.prophetmuhammad.org : life of the prophet

http://www.muhaddith.com : Islamic books & software

http://www.dawahinamericas.com : Islam in USA perspective

http://www.ummah.org.uk : about Islam and Muslims

http://www.islam-guide.com : Islamic guide book

http://www.islamway.com : Islamic info

http://www.islam-qa.com : online questions and answers on Islam

http://www.jews-for-allah.com : quran in 18 languages

http://www.convertstoislam.com : comparative religion

http://www.thegreatestpuzzle.com : new Testament and facts

 

MUSLIM NEWS AND JOURNALS

http://www.islamtoday.com : Islamic world info

http://www.factpress.com : news analyses

http://www.al-talib.com : news in best perspective

http://www.ummahnews.com : latest Muslim world news

http://www.ibn.net : news networks

http://www.islamicvoice.com : on line journal

http://www.radianceweekly : Indian Muslims journal

http://www.islamicvoice.com monthly journal

http://www.albalagh.net : articles from tariq usmani

http://www.al-jummah.com : weekly magazine

http://www.renaissance.com.pk : very good journal

 

ISLAMIC ORGANIZATIONS

http://www.msa-natl.org : Muslim students in North America

http://www.usc.edu/dep/msa : a treasure

http://www.cair-net.org : council of American Islamic relation

http://www.mapc.org : Muslim American Public Affair Council (MAPAC)

http://www.alharamain.org : Saudi dawa organization

http://www.al-sunnah.com : quran & Sunnah

http://www.almadinah.org : tableghi jamaat

http://www.jamaat.org.pk : jamat-e-islami

http://www.tanzeem.org : tanzeem-e-islami

http://www.islamic-foundation.org.uk IsI foundation UK

http://www.alikhwan.org : tanzeem al ikhwan

http://www.minhaj.org : minhajul quran

http://www.isna.com : IsI society of North America Media store

http://www.icna.org : Islamic circle of North America

http://www.ummah.org.uk/ikhwan : Muslim brotherhood

http://www.khilafah.com.pk : khilafat movement

http://www.hizbu-ut-tahrir.org : hizb al-tahrir

http://www.irf.net : Islamic research foundation

 

ISLAM & WOMAN

http://www.jannah.org/sisters/ : Muslim women’s page

http://islamzine.com/women/ : treasure of (on women Islam)

http://themuslimwoman.com : the best website for women

http://alhudapk.com : alhuda lectures by dr.farhat hashimi

http://www.worldofislam.netfirms.com : Tara’s pages

http://www.muhajabah.com : best woman journal

http://allahsway.com : Muslim woman

http://www.muslimmatrimonial.com : marriages link

http://matrimony.org : Islamic marriages

 

التماس دعا   

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |

نماز بهترين برنامه ديني و محبوبترين اعمال نزد خدا
ابوذر غفاري از رسئل خدا ( ص) روايت كرده كه آن حضرت درباره نماز فرمود :

(( الصلاة خير موضوع فمن شاء استقل و من شاء استكثر ))
نماز بهترين چيزي است كه مقرر شده پس هر كه خواهد كم بخواند و هر كه خواهد زياد كند .
و در حديث ديگري از آن حضرت روايت شده كه فرمود :
(( اوصيكم بالصلاة و حفظها فانها خيرالعمل وهي عمود دينك )) .
شما را به نماز و نگهداري و حفاظت آن سفارش مي كنم كه آن بهترين اعمال و ستون دين شماست .
و نيز از حضرت رسول روايت شده كه فرمود :
(( ان احب الاعمال الي الله عزوجل الصلاة والبر والجهاد )) .
2- نماز وسيله تقرب مردمان با تقوي است
شيخ صدوق (ره) در كتاب عيون اخبارالرضا عليه اسلام به سندش از امام هشتم حضرت رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود :
(( الصلاة قربان كل تقي )) .
- نماز وسيله تقرب هر شخص با تقوايي است .

3- نماز موجب استجابت دعا مي شود
در چندين حديث آمده كه نماز موجب استجابت دعا مي شود مانند اين حديث كه از رسول خدا (ص) روايت شده كه فرمود :
(( من ادي فريضة فله دعوة مستجابة )) .
- هر كس يك نماز فريضه بخواند دعائي مستجاب شده دارد .
و در روايت ديگر از امام عسگري عليه السلام نقل شده كه موسي بن عمران عليه السلام به خدا عرض كرد :
(( الهي ما جزاء من صلي الصلوات لوقتها؟ قال : اعطيته سوله ، و ابيحه جنتي )) .
معبودا پاداش كسي كه نماز را در وقت خود بخواند چيست ؟ فرمود : خواسته اش را مي دهم و بهشتم را در اختيارش قرار مي دهم .
4- نماز نخستين چيزي است كه در قيامت مورد سؤال قرار گيرد
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود :
(( ان اول ما يحاسب عليه العبد الصلاة ، فان قبلت قبل ما سواها )) .
- نخستين چيزي كه بنده در قيامت مورد حساب قرار مي گيرد نماز است كه اگر پذيرفته شد چيزهاي ديگر پذيرفته مي شود .
5- نماز شيطان را از انسان دور مي كند
در حديثي از رسول خدا (ص) روايت شده كه فرمود :
لا يزال الشيطان يرعب من ابن آدم حافظ علي الصلوات الخمس فاذا ضيعهن تجرا عليه و اوقعه في الظائم )) .
- شيطان پيوسته تا وقتي كه فرزند آدم بر نماز هاي پنجگانه محافظت و مواظبت دارد از وي ترسان است و چون نمازها را ضايع كرد بر او دلير مي شود و او را در گناهان بزرگ مي اندازد .
6- استمداد از نماز در رفع مشكلات زندگي
يكي از فوائد نماز كه در زندگي دنيا و اخرت ما بسيار مفيد و توجه به آن لازم است : استعانت و استمداد از نماز در برابر مشكلات و رفع دشواريها است ، كه در دو آيه از آيات قرآن كريم در سوره بقره آمده است كه :
(( ... استعينوا بالصبر و اصلاة )).
كمك گيريد از صبر و نماز .
نخست آيه 45 اين سوره مباركه است كه مي فرمايد :
(( واستعينوا بالصبر و الصلاة و انها لكبيرة الا علي الخاشعين )) .
و ديگر آيه 53 از اين سوره است كه مي فرمايد :
(( يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلاة ان الله مع الصابرين ...)) .

نگارش در تاريخ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط عبدالاحد هدايتي |
درباره وبلاگ

نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد . نميخواهم بدانم كوزه گر با خاك اندامم چه خواهد كرد
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد . گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريز و پي درپي دم خود را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد . بدين سان بشكند درمن سكوت مرگبارم را.
به امید پیروزی دین ناب محمدی
پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ